سالهايي كه بافت شهري اصيل كرمانشاه دست نخورده بود و جراحي مدرنيته سنگين، پستي و بلنديهاي طبيعي آن شهر را بلدوزرها با انديشههاي غربتي غرب، تخريب نكرده بود، سنگ فرشهاي كوچه پس كوچههاي تنگ آشتيكنان آن با طاقيها و خانههاي هشت گوش و سكوهاي ورودي هر خانه پذيراي دوست و آشناي رهگذران با بصيرتي بود كه گلهاي خانهشان از ديوارها سر برون افكنده بود تا رهگذر با معرفتي را بجويد و ياسها و شمعدانيها و بوي خاك نم زده با بوي مطبوع زندگي و غذاي طبخ شده و خانگياني كه در كوچههاي شهر نه تنها به سلام كه در پي چاره و گزارش چاره دلتنگي همسايه ميشدند.
به ياد دارم با پدرم به خانهاي پر از صفا و معنويت در چهار راه اجاق كرمانشاه رفتم، از راسته نان شيريني پزهاي كرمانشاهي؛ سر راه آن خانه كه نه تنها براي فروش كه براي رضاي خدا از هيچ باريك انديشي و ظرافتي در آداب معرفت و پهلواني كرمانشاهي گري نميگذشتند، گذشته بوديم. راستي به اندروني دل كرمانشاهيان و خانهاي از خانههاي آنان رسيده بوديم، پا كه به درون گذاشتيم سيدي بشاش و مهربان در دهه چهل عمر، ورودمان را به خانه خوش آمد گفت: خوش آمدي از خانه ساداتي از سلاله پاك امام زين العابدين (ع ). سيد كسي نبود جز حاج سيد مرتضي نجومي، فرزند ارشد حاج سيد جواد نجومي.ادامه در...
تابناک
حضرت آيت ا... نجومي به رحمت ايزدي پيوست
حضرت آيت اله استاد حاج سيد مرتضي نجومي فرزند آيت الله آقا سيد محمد جواد نجومي فرزند آقا سيد ميرزا اسماعيل نجومي، بنا به شجره نامه اي كه به خط اين بزرگوار در پشت نسخه بسيار نفيس نهج البلاغه خطي مرقوم شده، سلسله سيادت ايشان به امام همام سيد الساجدين و زين العابدين حضرت علي ابن الحسين (ع) منتصب است.
(ایسنا) مختصري از زندگي نامه
حضرت آيت الله استاد حاج سيد مرتضي نجومي، بر گرفته از كتاب كيمياي هستي « زندگي نامه خود نوشت حضرت آيت الله نجومي » بدین شرح است: پدر و جد بزرگوارشان آقا سيد ميرزا اسماعيل نجومي متولد كرمانشاه و از سادات بسيار جليل القدر و از اتقياي زمان بودند كه طول عمر مباركشان را در شهر كرمانشاه سپري و ملاجا و پناهي بودند براي دوستداران ائمه اطهار عليهم السلام. در خصوص والده مكرمشان به بخشي از توضيحات استاد در اين باب در كتاب فوق بسنده مي كنيم.
« والده عفيفه و صالحه بنده كه به راستي نمونه سلامت نفس، ديانت، تقوي، دلسوزي، مهر و محبت بود فرزند مرحوم مغفور آيت الله شيخ مرتضي علم الهدي آل آقا بودند. »
سال و محل تولد:
استاد برابر آنچه در اين كتاب قيد فرموده اند به نقل از والد مكرمشان كه در پشت نسخه خطي كتاب عين اليقين فيض مرقوم داشته اند در 23 جمادي الثاني 1346 مصادف با 5 آذر 1307 در كرمانشاه متولد شده اند وليكن در شناسنامه، تاريخ تولدشان 26 بهمن 1307 قيد شده است.
دوران كودكي و نوجواني:
استاد در سال 1314 شمسي در دبستان هدايت كرمانشاه به تحصيل پرداخته و تا كلاس ششم همان جا بوده سپس در سال 1321 و 1322 دوران اول و دوم دبيرستان را نيز گذرانده و ضمن رها كردن تحصيل در مدارس دولتي به تحصيل دروس حوزوي پرداخته اند.
ايشان در بيان خاطرات اين بخش از زندگيشان اشاراتي به خاطرات شيريني چون مراوده و رفت آمده علماي بزرگ شيعه به منزل پدريشان و كسب فيض از حضور اين بزرگواران نموده و خاطرات تلخ اشغال كرمانشاه توسط نيروهاي انگليسي در شهريور20و رژه اشغالگران در خيابان مدرس ( سپه سابق ) را نيز به ياد مي آورند.
دوران جواني و تحصيل علوم حوزوي:
در زماني كه هيچ مدرسه علوم ديني و هيچ طلبه اي در كرمانشاه نبود ايشان تحصيل علوم حوزوي را نزد پدرشان و ديگر اساتيد شهر آغاز نمودند تا اينكه پس از گذشت چند ماهي از اين جريان علماي كرمانشاه به امر حضرت آيت الله آقا سيد ابوالحسن اصفهاني حوزه ي علميه را در كرمانشاه پايه گذاري نموده و در مسجد حاج شهباز خان اولين مدرسه علوم ديني تشكيل شد. استاد در محضر اساتيدي چون آقا ميرزا ابراهيم پور معتمد، حاج سيد محمود معصومي لاري و حاج شيخ حسن حاج آخوند به تحصيل علوم ديني پايه پرداخته تا اينكه به جهت گذراندان دروس حوزوي و بهره جستن از محضر اساتيد بزرگ شيعه دست به مهاجرت به عتبات عاليات عراق « كربلا و نجف » زدند كه تحت عنوان تعبير رويا و عزيمت به كوي دوست از اين اقدام ياد كرده اند.
زندگي در نجف اشرف:
استاد در بيان دليل عزيمت به عراق (شهر نجف اشرف ) براي ادامه تحصيل در كتاب كيمياي هستي چنين نوشته اند كه:
« رفت و آمد علاقمندان و همشهريان را به منزل والد و معاشر بيش از اندازه را بلائي براي ادامه تحصيل ديدم لذا تصميم به عزيمت به عتبات مقدسه و انتقال به حوزه نجف اشرف گرفتم. »
ايشان در سال 1369 هجري قمري به شهر نجف اشرف رفته و در مدارس؛ آقا سيد محم كاظم يزدي، مدرسه مرحوم آيت الله آخوند خراساني، مدرسه حاجي «مرحوم حاج ميرزا حسين حاج ميرزا خليل »، مدرسه مرحوم آخوند به تحصيل دروس حوزوي پرداخته و به درجه اجتهاد نائل آمده اند.
در اين ايام استاد در درس خارج، استادان اعلمي چون حضرت آيت الله العظمي آقا ميرزا محمد باقر زنجاني، آيت الله آقا ميرزاعبد الهادي شيرازي، آيت الله حاج آقا محسن حكيم و آيت الله العظمي آقاي حاج سيد محمود شاهرودي شركت نموده و اولين اجازه اجتهاد را از دستان مبارك حضرت آيت الله العظمي آقا ميرزا محمد باقر زنجاني دريافت نموده است.
تشكيل خانواده:
بنا به آنچه در كتاب پر ارزش و با بركت زندگي نامه ايشان قيد شده، استاد در سال 1334 با دختر يكي از علماي متقين نجف، حضرت حجه الاسلام آقا سيد عباس ناجي رحمه الله عليه كه اصالتا اهل آذربايجان بودند ازدواج كرده و صاحب سه پسر و سه دختر شدند.
بازگشت به وطن:
در سال 1349 در پي اخراج ايرانيان مقيم عراق توسط بعثيون، استاد به كرمانشاه مراجعت و از آن پس عمر پر بركت خويش را وقف و صرف مردم كرمانشاه نموده که در این مدت از چهره هاي پر نفوذ معنوي شهر محسوب مي شده كه همواره منزل شخصی وی محل رجوع بسياری از دانشمندان، طلاب و افراد تحصيل كرده بود.
آیت الله نجومی و جريان انقلاب:
استاد در خصوص فعاليتهاي دوران انقلاب چنين نگاشته اند:
« بعد از بازگشت از نجف اشرف تا شروع انقلاب مقدس اسلامي ديگر مجال نوشتن كتابي يا استنساخي پيدا نشد و به كارهاي معمولي و وظايف مقرره روحانيت مشغول شديم. تا اوان انقلاب اسلامي كه جوانان عزيز و سر باخته، دستگاه تكثير و چاپ اعلاميه ها را مخفيانه به منزل ما آوردند به طوري كه خود آقايان روحانيون محترمي كه كاملا در جريان انقلاب بودند نمي دانستند كه اعلاميه ها كجا تكثير مي شود حتي گاهي جلسه آقايان علما منزل ما بود و در همان وقت جوانان عزيز در زير زمين مشغول تكثير و چاپ اعلاميه ها با انشاء اين حقير بودند.»
آثار و تاليفات:
در آثار به ثبت رسيده از ايشان مي توان به مجموعه عكسي از آثار خطي ايشان، چند رساله ارزشمند با عناويني چون؛ رساله بعد معنوي هنر خط، رساله التصوير و التمثيل، رساله الغناء، رساله النجاسه الخمر، تفسير سوره ي مومن، و رساله اي در تعظيم شعائر اسلامي اشاره کرد، گرچه استاد در ذيل بخش آثار و تاليفات چنين آورده اند: « مطلبي را اينجا تذكر دهم و آن اينكه ما از اول به فكر كتاب نويسي يا اگر جسارت نباشد به فكر خود نمائي و تاليف و تصنيف نبوديم و هميشه مي گفتيم مردي در فهميدن كلمات بزرگان و محققان عظيم ماست لذا چندان رغبتي به نوشتن كتاب مستقل نداشتيم. » البته استاد بسياري از آثار بزرگان را استنساخ کرده اند، از جمله آنها رياض العلما ي مرحوم عبدالله افندي، رساله صحيحه از ميرزاي زنجاني و چند اثر ديگر ...»
برجستگي هاي هنري: استاد در خصوص ويژگيهاي هنري خود و خانواده اش چنين نوشته اند: « در خاندان ما هنر هاي زيبا جايگاه ويژه اي دارد و هنرمند خوشنويس، نقاش و صحاف زياد داشته ايم، مرحوم جدم آقاي ميرزا اسماعيل كه در ابتداي كلام ترجمه حال ايشان را آوردم از خوشنويسان بسير خوبي بودند كه انواع خطوط را بسيار استادانه مي نوشتند و آثار بسيار ارزشمندي در اين زمينه دارند كه همراه برادرش آقا ميرزا رضاي منجم باشي از شاگردان ميرزا محمد علي خوشنويس كرمانشاهي بوده اند .» قا سيف السادات، سيد ميرزا عبدالرحمن نجومي، سيد ميرزا محسن و سيد محمد صالح سيف السادات، سيد نصر الله نجومي و سيد ميرزا حسن نجومي و سيد هادي و مهدي نجومي و آقا سيد محمد جواد نجومي پدر گرانقدر استاد نيز از هنرمندان اين خانواده هستند. استاد نجومی از برترين هاي هنر خوش نويسي جهان بودندد كه تابلوهاي زيباي ايشان هوش از سر هر صاحب ذوقي مي برد. استاد نزد خطاطان بزرگي همچون هاشم بغدادي و احمد نجفي به تمرين و ممارست پرداخته اند تا در انواع خطوط اسلامي استاد مسلم و در خط نسخ و ثلث يگانه و بي همتا شدند و در تذهيب و تشعير و جليد و گل و بوته سازي آثار جاودانه اي پديد آورده اند.اشان چند سال پیش به عنوان چهره ماندگار ايران در عالم هنر مورد تقدير قرار گرفتند. این عالم بزرگوار ۲۵-۸-۸۸ در کرمانشاه دارفانی را وداع گفتند... روحش شاد و یادش گرامی ...

موزه بزرگ کرمانشاه براي معرفي، بررسي و پژوهش درباره فرهنگ و تمدن حوزه تمدني غرب ايران شامل کرمانشاه، کردستان و همدان احداث شده است، از اين رو بايد اشيايي از موزه هاي مناطق يادشده و يا موزه ملي ايران، در موزه بزرگ کرمانشاه به نمايش درآيند. موزه بزرگ غرب کشور که احداث آن از سال 1356 در کرمانشاه آغاز شده است، باوجود قول مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري براي تکميل آن، هنوز راه اندازي نشده است.
صالح حسينى
مترجم و منتقد
متولد ۱۳۲۵ سنقر ـ كرمانشاه
- تحصيل در دانشكده ادبيات و علوم انسانى شيراز سال ۴۵ تا ۵۲
- تحصيل در دانشگاه جورج واشنگتن سال ۵۴تا ۵۸
- تدريس در دانشگاه اهواز از ۵۸ تاكنون

بخشى از آثار به چاپ رسيده:
- ترجمه رمان:
خشم و هياهو اثر ويليام فاكنر، لرد جيم اثر جوزف كنراد، آخرين وسوسه مسيح، گزارش به خاك يونان، برخيز اى موسى و ابشالوم ابشالوم اثر نيكوس كازانزاكيس، برادران كارامازوف اثر داستايوفسكى و ...
- در زمينه نقد:
بررسى تطبيقى خشم و هياهو و شازده احتجاب، نيلوفر خاموش: نظرى به اشعار سهراب سپهرى و ...
فتاب : رییس پژوهشكده باستانشناسی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری اعلام كرد: «قدیمیترین روستای پیش از تاریخ در منطقهی خاورمیانه با قدمت 9800 سال پیش از میلاد در روستای كوردویچ استان كرمانشاه شناسایی شد».
منبع:آفتاب نیوز
محل زندگی رتبه اول کنکور در شهر محروم جوانرود از توابع کرمانشاه:
به گزارش خبرنگار ايرنا " رستگار رحماني تنها " متولد سال 1368 برگ زرين ديگري در تاريخ پرافتخار استان کرمانشاه آفريد تا به همگان نشان دهد که کرمانشاه فقط زير بار هجوم تجاوزگران عراقي، افتخارات بسياري را رقم نزده است بلکه امروز جواناني چون " رحماني تنها " بر سکوي افتخاراتي خواهند نشست تا حيرت همگان را برانگيزند.
کلیک کنید
|
تالاب هشيلان كرمانشاه، با انتقال آب سد «گاوشان» به اين تالاب از خطر نابودي کامل نجات يافت. اين تالاب زيبا که در 35 کيلومتري شهر کرمانشاه قرار دارد، با وسعتي حدود 450 هکتار زيستگاه حداقل 10 نوع گونه جانوري در فصولي از سال و نيز پذيراي چندين نوع پرنده مهاجر کمياب بود که بر اثر خشکسالي سالهاي گذشته در حال نابودي است. در همين راستا و طبق هماهنگيهايي که بين شرکت آب منطقهاي و سازمان محيط زيست کرمانشاه به عمل آمد، با رهاسازي 500 ليتر آب در ثانيه از کانالهاي زيردست سد مخزني گاوشان، اين تالاب زيبا از نابودي کامل نجات يافت. پارسال به دليل خشکسالي شديد و خشک شدن کامل تالاب هشيلان، فاجعه زيست محيطي غمباري در اين تالاب به وجود آمد به گونهاي که هزاران آبزي اين تالاب تلف شدند. |
![]() |
با آنكه شب سردي بود حدود 3هزار نفر در اين دشت باستاني كه در پناه كوه بيستون بود، گرد آمده بودند. سرماي هوا گرمي حضور چندهزار نفره را زيباتر كرده بود. مراسم ثبت جهاني آثار موجود در كوه زيباي بيستون بود. قبلاً اين كوه را از نظر طبيعت ناب و جانوران آن ديده بودم ولي كمتر به آثار باستاني آن فكر كرده بودم. كتيبه معروف كوه بيستون را كه 2500سال نظارهگر ايران بزرگ است، با يك نورافكن زيباي سبزرنگ از آن پايين با همه ابهت ديده ميشد. فكر ميكردم كه بهراستي چند كشور در دنيا وجود دارند كه ميتوانند يك اثر باستاني به قدمت كتيبه بيستون را نظارهگر باشند؟ نماينده يونسكو طي سخناني گفت: «معمولاً آثار تاريخي و فرهنگي با ثبت در ليست يونسكو، اعتبار كسب ميكنند ولي اينجا در بيستون يونسكو (سازمان فرهنگي ملل متحد)، كسب اعتبار و آبرو ميكند.»